منظره‌ آرامش‌

  روزي‌ مرد ثروتمندي‌ جايزه‌اي‌ ويژه‌ براي‌ هنرمندي‌ در نظر گرفت‌ كه‌ بتواند به‌ زيباترين‌ نحو آرامش‌ رابه‌ تصوير در آورد. بسياري‌ از نقاشان‌ داوطلب‌ شدند و تابلوهاي‌ خود را به‌ نزد او آوردند. مرد ثروتمندهمه‌ تابلوها را به‌ دقت‌ بررسي‌ كرد، ولي‌ فقط از دو نقاشي‌ خوشش‌ آمد. او مجبور بود بين‌ آن‌ دو نقاشي‌،يكي‌ را برگزيند و به‌ نقاش‌ آن‌ جايزه‌ بدهد.

    يكي‌ از تابلوها منظره‌اي‌ از درياچه‌اي‌ آرام‌ بود در آن‌ نقاشي‌ درياچه‌ مثل‌ يك‌ آينه‌ به‌ نظر مي‌رسيد،چون‌ كوه‌هايي‌ سرسبز، سر به‌ فلك‌ كشيده‌ و با ابهت‌ اطراف‌ درياچه‌ را احاطه‌ كرده‌ بودند. بالاي‌ درياچه‌،آسماني‌ يكپارچه‌ صاف‌ و آبي‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد كه‌ ابرهايي‌ پر مانند و سفيد در آن‌ خودنمايي‌ مي‌كردند.هر كسي‌ كه‌ اين‌ نقاشي‌ را نگاه‌ مي‌كرد، آن‌ را به‌ عنوان‌ بهترين‌ تابلويي‌ انتخاب‌ مي‌كرد كه‌ آرامش‌ را به‌تصوير كشيده‌ بود. در تابلوي‌ ديگر نيز كوه‌هايي‌ به‌ چشم‌ مي‌خوردند ولي‌ صخره‌اي‌ لخت‌ و ناهمواربودند. در آسمان‌ ابري‌ و گرفته‌ بالاي‌ كوه‌ها، ابرهايي‌ سياه‌ و باران‌زا به‌ چشم‌ مي‌خوردند و قطرات‌ باران‌ ورگه‌هاي‌ آذرخش‌ در آن‌ نمايان‌ بودند. در دامنه‌ كوهي‌، چشمه‌اي‌ جوشان‌ نمايان‌ بود. به‌ همين‌ دليل‌ آن‌تابلو اصلا آرامش‌ را در بيننده‌ القا نمي‌كرد. ولي‌ وقتي‌ مرد ثروتمند با دقت‌ به‌ آن‌ نگريست‌ پشت‌ چشمه‌ بوته‌ كوچكي‌ را ديد كه‌ داخل‌ سوراخي‌ در يك‌ سنگ‌ رشد مي‌كرد. داخل‌ آن‌ بوته‌، پرنده‌ مادر آشيانه‌اي‌ساخته‌ بود. نيز در ميان‌ صداي‌ آبشار پرنده‌اي‌ مادر روي‌ آشيانه‌اش‌ در كمال‌ آرامش‌ نشسته‌ بود.

    فكر مي‌كنيد مرد ثروتمند كدام‌ نقاشي‌ را برگزيد و به‌ كدام‌ نقاشي‌ جايزه‌ داد؟ بله‌ نقاشي‌ دوم‌ را انتخاب‌كرد. آيا مي‌دانيد چرا؟

    به‌ اين‌ علت‌ كه‌ او گفت‌: “آرامش‌ به‌ اين‌ معنا نيست‌ كه‌ در مكاني‌ عاري‌ از سر و صدا، مشكل‌ و سختي‌زندگي‌ كنيم‌. بلكه‌ آرامش‌ به‌ اين‌ معنا است‌ كه‌ در بحبوحه‌ همه‌ اين‌ها باشيم‌ و قلب‌مان‌ در آرامش‌ باشد.معناي‌ واقعي‌ آرامش‌ چنين‌ است‌."

 اللهم عجل لولیک الفرج