سکان را به من بده

 

خدا با لبخندی مهر آمیز به من می گوید :

 ((دوست داری برای مدتی خدا باشی و دنیا را

برانی؟((

می گویم (( البته به امتحانش می ارزد. ))

می گویم :

کجا باید بنشینم ؟

چقدر باید بگیرم ؟  

کی وقت نهار است ؟

چه موقع کار را تعطیل کنم ؟

خدا میگوید :

سکان را بده به من!

(( فکر میکنم هنوز آماده نباشی ))