دو خط موازي

دو خط موازي بر روي صفحه كاغذ بود........

خط اول به دوم ميگه من و تو مي تونيم با هم باشيم

دومي قلبش تپيد و لرزان گفت.........

بهترين زمانها رو...............

در اين زمان صداي اومد که گفت :

دوخط موازي هيچگاه به هم نميرسن  !!!!

و اين صدا توي محيط پيچيد..........

در همين زمان صدايي نجوا كنان گفت :

 مگر اين که يکيشون براي رسيدن به اون يکي خودشو بشکنه.......

آره اين رسم زمونه است ، بايد يكي از خودش بگذره

توی این دنیا خیلی گشتم تا ببینم چه کسی و چه چیزی ارزش شکستن رو داره

وحالا ميگم من براي رسيدن به كمال خودمو شكستم !!!!!!

 اللهم عجل لولیک الفرج