مولا جان !

   نمی دانم چگونه به دل پرتلاطم و شتاب زده خويش عنان قلم را بسپارم که ناگفته های فراوانی در انبوه  سينه ام زندانی است و زبان قلم ناتوان از گشايش آنهاست .

مولا جان !

  چگونه است که ملائک مقرب الهی درعطش ديدارت , خودرا به سيمای تودرمی آورندوبه حمدوثنايت می پردازند؟!

همان که پيامبر در شب معراج در شگفتی ماند واز اين همه تقرب تو به عرش در حيرت !

علی جان !

     سکوت سخت بيست و پنج ساله تو را کدام سينه در عطش پاسخ خواهد داد ؟ شکست سکوت تو ، پاسخ عطش اسلام خفته بود.

شايد تمام مباهات چاه نخلستان کوفه درصحرای محشر همين باشدکه همدم و همراز تو درشبهای بی کسی ات و گنجينة اسرار پنهان تو در روزهای تنهايي بود .

شايد تمامی مناجات طفل کوفه در فردای قيامت همين باشد که دستان نوازشگر تو بر سر او کشيده .

مولا جان !

عاشقان تو تمام فخرشان اين است که نام تورا به زبان می آورند.تمام افتخار شيعه اين است که دستان پر افتخار تو , هم آغوش دستان پر صفای رسول در غدير به عرش بلند شد و اعلام ولايت برحق تو برمردمان عشق و صميميت تو بود .

 

يا علی , ای ساقی کوثر! شيعه پيرو خوب تو ، تنهاست .

به اميد زمانی که صدای مهدی (عج) آمد در گوشمان بپيچد !

 اللهم عجل لولیک الفرج